نازنین نگـــار

" چشمهایت " : که گریختند

" دستهایت " : که پس زدند

" قدمهایت " : که دور شدند

کلمات سردی که بر " زبانت" جاری شدند

" دلت " : که به حال گریه هایم نسوخت

نازنین نگـــار !

هنـــوز هم باید دل خوش کنم

که با " تمـــام وجــودت " دوستم داری ؟!

دل شکست

بغض در چشمهایم شکست

اسمت در حنجـــره ام شکست

آرزوی یکبار صدا کردنم در ازدحام سکوتت شکست

می بینی نازنین نگار !

چه بشکن بشکنی برپاست از دولت تو !!

/ 2 نظر / 18 بازدید
علیرضا

صدا می اید ولی نمی دانم ازکدامین سو صدا می اید صدای شکسته شدن قلبی صدای به هم ریختن عشقی صدای سوختن تار و ریشه ای صدای فرو ریختن امیدی چه تلخ است خدایا گوش دادن به این صدا چه بی رحم است طبیعت که این صدا را به گوش فلک می رساند به سمت صدا می روم دخترکی غمگین زانو زده برخاک اشکهایش همچون خون از دیده جاریست دستها به سوی اسمان گشوده با تمام وجود فریاد میکشد خدایا چه تلخ است جدایی...

علیرضا

سلام در این شبهای عزیز به دعاهای شما برای یک دختر که تومور مغزی داره محتاجم. دعا کنید سلامتیشو خدا بهش بده . ممنونم. التماس دعا