مناجات

الهی!

با خاطری خسته

دل به تو بسته

دست از غیر تو شسته

و در انتظار رحمتت نشسته‌ام

بدهی، کریمی

ندهی، حکیمی

بخوانی، شاکرم

برانی، صابرم

الهی!

احوالم چنان است که میدانی

و اعمالم چنین است که می‌بینی

نه پای گریزدارم و نه زبان ستیز

الهی مشت خاکی را چه شاید

و از او چه برآید

وبا او چه باید

...

دستم بگیریاارحم الراحمین

/ 2 نظر / 9 بازدید
ساغر

نمی فهمم وقتی به نماز می ایستم من ، تو را می خوانم… ؟! یا تو ، مرا می خوانی …. ؟! فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد . . .

مریم

مثل همیشه عالی بود.قشنگ وزیبا.خسته نباشی.[گل][گل]