جملات 10 ریشتری

نداشتن تو یعنی دیگری تو را دارد...

 

آنچه را آفریده‌ام، فقط ثمره تنهایی است... فرانتس کافکا

 

من از عبور جمعه‌ها از بوی تنهایی پرم...

 

این روز‌ها بایدی در کار نیست هر چه هست شاید است...

 

وقتی از دست دادن عادت می‌شود دیگر بدست آوردن هم آرزو نمی‌شود

 

بی تو زیستن چیزی جز مرور مردن نیست.

 

گاهی چاره‌ای نیست، بایـد تظاهر کـرد!

 

نرگس‌ها از زمستا ن گریختند به قابی تا مگر بهاری شاید

 

نمی‌توانست خوابش را تعبیر کند چرا که آن‌ها را در خانه همسایه دیده بود

 

بهار برهنگی‌اش را پنهان نمی‌کند تا جوانه‌ها پا به ماه متولد شوند

 

مس‌ها رنگ باختند و لولای وجودم گداخت بی‌آ تشی

 

از کدام تباری که هیچ نسبتی با دلم نداری

 

وقتی حرفی برای گفتن ندارم از سکوت تقاضای پناهندگی می‌کنم

 

به خودت قول بده.... اولین گام موفقیته

 

من مانده‌ام شکسته و پر بسته

در انتهای راه زمان و تنها‌تر از نگاه خسته صیادی به دریا

 

غصه خوردن بر نداشته‌ها، هدر دادن داشته هاست

 

گاهی چشمانم به اندازه تمام سرزمین‌ام با تو حرف می‌زند... گاهی...

 

خسته‌ام مثل در آغوش کسی جا نشدن...

 

حوا که باشی مرد‌ها هوا برشان می‌دارد که آدمند..!!!

 

تو تا آنجا که می‌توانی سنگدلی بیاموز و من.... پیکر تراشی را....!!!

 

گاهی خودم را خر کردن چقدر دشوار می‌شود

 

موسیقی بی‌تو را نمی‌شنوم، تحمل می‌کنم

 

این روز‌ها شیر هم راضیه با دمش بازی کنی ولی با دلش نه...

 

گرد کردم عشق را تو حذف شدی

 

به اندازهٔ یک جمعیت تک نفره حتی شلوغم!

 

مرا تلنگر یادت بس است

 

دلم پیش کسی گیره که ازم خیلی دلگیره...

 

سکوت این خانه یتیم عشق بازی جشم‌های توست

 

من خسته نیستم در هم شکسته‌ام!

 

گاهی گذشت می‌کنم/گاهی گذر/و کاش بدانی فرق این دو را

 

داشتنت ماضی بود آنهم از نوع بعید

 

بوسه‌هایم بر پیشانیت/در صدای مسجد‌های بسیاری پیچیده است

 

پاهای من دلش پرسه‌های عـــــاشقانه می‌خواهد

 

به تو که فکر می‌کنم بُغضی خوشبخت می‌شوم

 

مـــــن خـــود دردم... هـــــــمدردی نیست...!!

 

زیر باران پلک می‌زنم خاطره آخرین نگاه ترا!

 

سالهاست که اسمِ بازی من و خدا، زندگیست... ساده اما عجیب...

 

نجنگ... آنکه می‌خواهد برود، امــروز نرود، فـــردا حتما خواهد رفت!

 

حقم نبود به کسی باختم که با خیانت برد!

 

تو گرانمایه‌ترین تصویری... من اگر قاب تو باشم کافیست

 

نیستی در لحظاتم اما، لحظه‌ای بی‌تو نیست.

 

هر چه مراعات کردم، کمتر رعایت شدم!!!

 

زیر باران بودن‌هایم به گِل نشست...

 

وانمود کردم به همه که خیلی سخت نبود غمت

 

تقدیر تقویم انسان هاى عادیست و تغییر تدبیر انسان هاى عالى

 

جز روزگار من همه چیز را سفید کرده برف!!!!!

 

از «دوست» داشتنت، خسته شدم؛ برو «دوستت» را داشته باش!

 

من به تو مایل و تو کج!

 

شبیه رویا‌هایم باش نرم بیا و تصرف کن همه‌ام را

 

تنهایی، قصه روزگارِ ماست.

 

بگذار بمانم آرام گوشه حافظه‌ات فقط

 

چتر نمی‌خواهد این هوا تو را می‌خواهد

 

آغوشی باش تا بوی تو بگیرم

 

من سوگوار نبودنت نیستم/من شرمسار این همه تحملم

 

سخت نه دردناکه از بی‌کسی حرفهات رو به خودت بزنی

 

من انتظار تو را می‌کشم/تو مرا از انتظارت می‌کشی

 

بی‌تو زندگی از کنارم نمی‌گذرد/انگار جای دیگری جریان دارد

 

گناه تو اینه که عاشقم کردی...

 

دلم می‌خواد باهات شیطنت کنم، شیطنتای عاشقونه...

 

خاکستر شدی برام مثل یه نخ سیگار....

 

چه زود سهم روزهای خوب `یادش بخیر` می‌شود

 

درد می‌کشد بُغض، وقتی اَشک هم؛ آرامَش نمی‌کند!

 

ساعت‌ها را بگذارید بخوابند/بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست

 

خودم را گذاشتم جای تو..... دیدم کسی جای من نیست!

 

لبخند بزن فردا روزه بدتریه!!!

 

نانوشته‌هایم بسیارند.. مثل بی‌قراری‌هایم...!

 

آینه در آینه شد، دیدمش و دید مرا

 

نباشی! /نام دیگر من/تنهایی ست

 

چون آرام آرام دور می‌شود/تحمل جدایی سخت نیست/برای لاک پشت

 

با بی‌تو چه کنم وقتی با تو نشد؟

 

برگشتی به زندگی م/زندگی/از من برگشت!

 

آشفته دلان را هوس خواب نباشد، شوری که به دریاست به مرداب نباشد

 

من و من، این همه من، این همه «من» را چه کنم؟!

 

به چشمهای تو خود را صلیب خواهم بست

و چوب عشق تو را پای دار خواهم خورد..

 

باز من و فرار زتو/باز تو در کنار من...

 

شاید دیگران خوبی‌های تورا فراموش کنن، اما تو خوب بودن رو فراموش نکن

 

خسته از کابوس و خسته از تکرارم/من از این تنهایی به خدا بی‌زارم

 

می‌توانم برایت جهنمی بسازم/که جهنمی که در آن خواهی رفت/برایت بهشت باشد

 

وقتی دودلی‌ات را می‌بینم گفتن «دوستت دارم»‌هایت، فقط تنهاترم می‌کند..

 

او هرگز شکستم را نفهمید

 

تمام هستی‌ام بود و ندانست

 

اتاقم را تکاندم خاطراتت بیرون افتاد!

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست...

 

‎چه بی‌شـرمانه... /میرقصـــد/پرچم سیاه تقدیر/بر فراز نعــش آرزو‌ها

 

جواب ابلهان کَف گُرگیست

butterfly

/ 6 نظر / 14 بازدید
ensi

از عجایب عشق همین بس !! . . . تنها آغوش همانی آرامت میکند که دلت را به درد آورده و آتش زده…. »

ensi

نقـــاش بـاشـي ! چِـقَـدرمي گيري .. بيايـي و صَفحـــه هاي سيـــاه دِلـَــم را رَنـگ کُني ؟ بـَعــــد بـراي ديـــوارِ اُتاق دِلـَـــم يـکــ روز ِآفتــابــي بکشــي که نـور آفتــــاب تا ميـــانـه اُتاق آمــده باشـــد ... راستي مَـن روي صــورتــَـم يــک خَنـــده مـي خــواهـــم نــرخ ِ خـَنـــده که گـِـــران نيستـــــ ؟؟

ensi

نقـــاش بـاشـي ! چِـقَـدرمي گيري .. بيايـي و صَفحـــه هاي سيـــاه دِلـَــم را رَنـگ کُني ؟ بـَعــــد بـراي ديـــوارِ اُتاق دِلـَـــم يـکــ روز ِآفتــابــي بکشــي که نـور آفتــــاب تا ميـــانـه اُتاق آمــده باشـــد ... راستي مَـن روي صــورتــَـم يــک خَنـــده مـي خــواهـــم نــرخ ِ خـَنـــده که گـِـــران نيستـــــ ؟؟

ensi

سلام سوژه نابم برای عکاسی ردیف منتخب شاعران وسواسی سلام هوبره فرش های کرمانی ظرافت قلیانهای شاه عباسی تجسم شب و باران . مخمل و نوری تلافی غزل و سنگ و یشم و الماسی و "ذالفنون" شب چشم تو را سه تار زده به روی جامه دران با کلید"سل" "لا" "سی" دعا دعای همان روزگار کودکی است "خدا تند ته دوباله تو مال من باسی"

مریم

‎چه بی‌شـرمانه... /میرقصـــد/پرچم سیاه تقدیر/بر فراز نعــش آرزو‌ها مثل همیشه عالی بودعالی[گل]